![]() |
![]() |
|
| پیامک جوک و ترفند و آموزش و مطالب عشقی.. |
|
جوك ها و SMS ها بامزه براي لبخندي هرچند كوتاه
نگاه
من به روز سالگرد ازدواجمان همانند نگاه يك گوسفند است به روز عيد قربان مرد
داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت:
بسيجيه
ميره لاس وگاس ، زنگ ميزنه به خانمش ميگه : فكر كنم شهيد شدم ؟! خانمش ميگه چرا؟
ميگه : آخه اينجا بهشته به
پشه ميگن چطور زمستونها نيستي پشه ميگن نه اين كه تابستونها خيلي تحويلم ميگيرين! حتماً
روي ديوار بهشت نوشته : لعنت بر پدر و مادر كسي كه در اين مكان سيب بخورد و
اينگونه بود كه پس از ديدار يوسف و زنان مصر ، پرتقال خوني به بازار آمد! آبادانيه
ميره تهرون سوار اتوبوس ميشه ، به راننده بليط ميده. راننده ميگه آقا اين بليط
ماله آبادانه ! آبادانيه ميگه : كوكا چيشتو خوب باز كن ! روش نوشته آبادان و
حومه!..
روزي
عقابي خسته داشت پرواز ميكرد كه ناگهان گنجشك آباداني ميره طرفش ميگه كاكا وسعت پر
و حال ميكني عقابه ميگه بروحوصلت و ندارم گنجشكه بازم پيله ميكنه ميگه كاكا وسعت
باله رو حال ميكني عقابه بازم ميگه بروحوصلت و ندارم وگرنه ميام يه كاري ميكنم
پرات بريزه گنجشكه ميگه مردي بيا عقابه ميره طرف گنجشكه ميزنه پراشو ميروزنه
گنجشكه در حال افتادان ميگه ميگه كاكاهيكل و حال ميكني آيا
ميدانستيد كه بزبزه قندي اولين بز ديابتي تاريخ است ! دو
تا آباداني به هم مي رسن. اولي مي گه: جات خالي ديروز رفتم شكار هفت تا خرگوش چهار
تا آهو سه تا شير شكار كردم. به نظر شما كمك فنر ماشين بيگلي بيگلي كه گوريل انگوري روش مينشست چي بود؟ از
يه بسيجي مي پرسن دو خط موازي چه خطي هستند؟ ميگه دو خط موازي خطي هستند كه هيچ
وقت به هم نميرسند مگر به دستور مقام معظم رهبري يارو
لنگ بوده با كشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه
بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب. آبادانيه
ميره تو يه كتابفروشي .... ميگه : وولك پوستر مو رو داري ؟ ........... كتابفروش
ميگه : نه ........ آبادانيه مي گه : وي ي ي تو هم تموم كردي ؟!!! يك
تهراني داشت براي يك آباداني لاف ميزد و ميگفت : من يك سگ دارم وقتي ميخواد بياد
تو خونه در ميزنه!آبادانيه گفت : ولك ، مگه كليد نداره ؟ به
يكي ميگن خيلي آقايي ، ميگه ما بيشتر! حيف
نون به دوستش ميگه كجا به دنيا اومدي؟ ميگه: بيمارستان. حيف نون ميگه آخي مريض
بودي؟ دوتا
نوشابه با هم دعوا مي كنند نوشابه زرد به سياه مي گه : هنوز نزدمت سياه شدي ؟؟؟ يك
روز دو تا آباداني واسه هم خالي مي بستند . اولي ميگه : ما يه كوه كنار خونه مون
داريم كه هر وقت مي گيم حميد . دو سه بار ميگه حميد.... حميد.... حميد....دومي
ميگه : اين كه چيزي نيست . ما يه كوه داريم كنار خونه مون كه هر وقت مي گيم حميد .
ميگه : كدوم حميد؟ مامانه
به بچه هه مي گه : مي دونم شيطون گولت زد موهاي خواهرتو كشيدي ! خبرنگار
از يه آباداني ميپرسه ، جمعيت آبادان چقدر هست؟ آباداني در جواب ميپرسه با حومه يا
بدون حومه؟ خبرنگار ميگه با حومه آباداني ميگه با حومه ميشه هفتاد ميليون از
يكي ميپرسن گشنگي سخت تره يا عاشقي ؟ ميگه از قديم گفتن گشنگي نكشيدي كه عاشقي
يادت بره ولي شما تا حالا تو خيابون دستشوئيت نگرفته كه جفتش يادت بره؟؟ موسسه
آموزشي بانو دانشجو مي پذيرد: آموزش گيتار توسط بانو زليخا ، با تخفيف ويژه آدرس
:مصر، پشت معبد عامون ،نرسيده به سيلوهاي گندم ۵۰% تخفيف براي كساني كه
نامشان يوسف است. به غضنفر
ميگن : واجبي چيست ؟ ميگه :پودريست باستاني كه در حداكثر ۵دقيقه ميرزاكوچك خان
جنگلي را به دكتر الهي قمشه اي تبديل مي كند يه
خانواده شهرستاني واسه زندگي ميان تهران به بچه خانواده ميگن ، خونه هر كي در زدي
نگو ( مويوم ) بگو منم ۰ طرف ميگه اگه بوگوم (
منم ) اونا از كجا بفهمن كه ( مويوم ؟ ). يكي
تو استاديوم بوده داشته فوتبال نگاه مي كرده هي مي گفته عجيبه واقعا عجيبه.مي گن
چي عجيبه؟ مي گه: ۱۰۰ هزار تماشاچي ۲۲ تا بازيكن ۳ تا داور .مي گن خوب چيش
عجيبه؟ مي گه گنجشكه همه رو ول كرده ريده رو سر من!!! از
يك معتاد ميپرسن چطور شد كه معتاد شدي؟ ميگه با بچهها قرار گزاشتيم روزهاي تعطيل
تفريحي بكشيم يه هويي خورديم به عيدنوروز يارو
زنش رو مي بره سونوگرافي ، بهش مي گن : بچت پسره يارو
پول نداشته دماغشو عمل كنه، با دست دماغشو ميگيره بالا بهش تافت ميزنه!!... يارو
ميره طوطي سخنگو بخره ، فروشنده بهش يه جغد ميندازه غضنفر داشته
از تو جزيره آدمخورا رد ميشده، يهو ميبينه آدم خورا محاصرش كردن. بيچاره جفت ميكنه
با حال زار ميگه: اي خدا بدبخت شدم! يهو يك صدايي از آسمون مياد: نترس بندة من،
بدبخت نشدي! اون سنگ رو از جلوي پات بردار بكوب به سر رئيس قبيله. غضنفر
خوشحال ميشه، سنگ رو ميكوبه تو كلة رئيس قبيله. رئيسِ قبيله جابهجا ميميره،
باقي افراد قبيله شاكي ميشن، نيزه به دست، شروع ميكنن دويدن طرف غضنفر! يهو يك
صدايي از آسمون مياد: خوب بنده من، حالا ديگه بدبخت شدي طرف
داشته با خره فوتبال بازي ميكرده.بهش ميگن چرا با خر بازي ميكني؟ ميگه همچينم خر
نيست. ۳ به ۱ جلوئه! يه
روز يه ديوونه داشته با خودش ميخنديده بهش ميگن چرا داري ميخندي ميگه يه جك به
خودم گفتم خيلي باحال بود تا حالا نشنيده بودم. يه
روز ۴ تا حيف نون سوار آسانسور ميشن هر
كاري ميكنن آسانسور حركت نميكنه .... يه مرده با كت شلوار و سامسونت مياد دكمه
آسانسورو ميزنه .... راه ميفته ... يكي از حيف نونها ميگه : به افتخار آقاي راننده
صلوات غضنفر رفت
تعليم رانندگي رفيقش پرسيد چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولي مربيه خيلي مذهبي بود
. هر طرف من مي پيچيدم مي گفت يا امام رضا يا ابوالفضل حيف
نون ميره جوراب فروشي به يارو ميگه يه جوراب ميخوام . فروشنده ميگه مردونه ؟ حيف
نون دست ميده ميگه : مردونه. خداوند
هيچ موقع از تو سوال نمي كنه چه نوع ماشيني روندي؟ اما حتما از تو خواهد پرسيد چند
نفر پياده را به مقصد رساندي....... قابل توجه دخترها كه هر چي بوق ميزني ناز
ميكنن...... نميدونن هدف پسرها الهيه غضنفر
راننده تاكسي ميشه و يه روز به مسافرش كه شبيه ژاپنيها بوده ميگه آقا
ببخشيد شما ژاپني هستيد اون ميگه نه ، براي بار دوم ازش مپرسه آقا شما ژاپني
نيستيد؟ بازم طرف ميگه نه ، بارسوم بازم ميپرسه ياروه از كوره در ميره ميگه آره
هستم غضنفر ميگه ولي به قيافت نمياد. نيروي
انتظامي ميريزه خونه مش قاسم ، مش قاسم هم با منقل ميپره تو استخر و داد ميزنه:
از اينجا به بعدش به شما ربطي نداره، به نيروي دريايي ربط داره پسره
ميره خواستگاري، پدر عروس ميگه مهريه دخترم صد بشكه بنزِينه! پدر داماد ميگه پسرم!
پاشو پاشو بريم يك دختر گازِسوز پيدا كنيم! حيف
نون رو براي اولين بار مي برند توي هلي كوپتر ، توي آسمان از سمت چپياش مي پرسه :
شما گرمتونه ؟ غضنفر عينك
دودي مي زنه ميره خيابون يهو دخترش رو ميبينه مي زنه تو گوشش و ميگه اين موقع شب
بيرون چي كار ميكني؟ دختره ميگه اشكال از عينكته. غضنفر عينكشو بر
ميداره دوباره مي زنه تو گوش دخترش و ميگه خوب شد فهميدم از ديشب تا حالا كجا
بودي؟ ارمنيه
و تركه و رشتيه و اصفهانيه يك عمر رفيق بودن . باري ، از بخت بد ، ارمنيه مرحوم مي
شه ، باقي رفقا هم ميرن تشييع جنازش . رسم اين ملت هم گويا اين بوده كه هر كدوم از
نزديكان بايد دم آخري يك پولي مي انداختن تو قبر ، خلاصه اول تركه ميره بالاسر قبر
و كلي گريه زاري مي كنه و آخر هم دست مي كنه ، ده تا هزاري مي اندازه تو قبر ، بعد
رشتيه مياد باز كلي آه و ناله مي كنه و بعد هم دست مي كنه ده تا هزاري ميندازه تو
قبر ، آخري نوبت اصفهانيه مي شه ، مياد جلوي قبر كلي گريه زاري مي كنه ، آخرش هم
با بغض ميگه : شرمنده ، من صبح وقت نشد برم بانك پول بگيرم . بعد يك چك سيهزارتومني
مينويسه مي اندازه تو قبر ، بيستهزارتومن بقيشو برميدار . دفترچه
خاطرات غضنفر : خيلي فقير بوديم ،هيچ پولي نداشتيم ، مادرم قادر به زاييدن من نبود
، خاله ام مرا زاييد از کنج لبت بوسه
ای چو قند گرفتم ... از قند لبت من مرض قند گرفتم!
|
|
+ نوشته شده در
88/06/23ساعت توسط reza_kia |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
سلام خوش آمدید ، ممنون از اینکه سر زدید ، نظر یادتون نره، همچنین می توانید پیامک های خود را به این شماره ارسال کنید(09363903415) تا در وب سایت قرار داده شود ممنون
|
| پيوندهاي روزانه |
|
اس ام اس و جوک 5 اس ام اس و جوک 4 اس ام اس و جوک 3 اس ام اس و جوک 2 اس ام اس و جوک 1 پانزده قانون افزایش بازدید کنندگان آرشيو پيوندهاي روزانه |
|
RSS
|